م
مصطفی ۱۳ سال پیش
جوک

امسال شب یلدا خونه نبودم و سرکار بودم. بعد مادر گرامی دلش میسوزه و برام یسری تنقلات و میوه میذاره کنار . دیشب اومدم خونه موقع شام مادرم تنقلات رو میاره و منم گفتم اشتها ندارم . بابام درجا گرفت یه دل سیر خورد. اخر شب گفتم مامان اونا کجاست ، دیدم بابام میگه پسرم برای تو جا دادم فردا بخوری !
امروز کل خونه رو گشتم پیداش نکردم. فکر کنم قبل اینکه بیام خونه اون تیکه اخرشم خورد !

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.