a
amir.d ۱۳ سال پیش
جوک

خدا نکنه تو این موقعیت گیر کنید:
یه سری تو دسشویی بودیم وضع شکممون هم خراب. بابا و مامانم هم پشت در کلید نداشتن و مطمئن بودم من خونه ام. چنان در رو می کوبیدن. خلاصه خودمون رو از دسشویی خلاص کردیم رفتیم در رو وا کردیم. نمی گن یه موقع بلایی سربچه مون اومده، حالا عکس العمل ها رو داشته باشین:
بابام: سریع رفته اول پای اجاق گاز و دستش رو گذاشته رو گاز و پیک نیک میگه نکنه معتاد شدی.
مامانم : تو کل اتاق ها می گرده و بو میکشه. میگم مامان دنبال چیزی می گردی. میگه دنبال بوی عطر اون ذلیل مرده می گردم. ببینم از در پشتی فراریش دادی.
بهشون التماس می کنم حداقل اون دمپایی خیس رو یه نگاه بندازید.
یک هفته تمام جیره غذایی و مالی و محبت نداشتم نصف شد.
خدا وکیلی با آدم سرراهی این برخورد هم نمی کنن.

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.