اطراف میکنم دبستان که بود�
همیشه زنگ اخر دیر از کلاس میومدم بیرون
بعدش زیر میزها رو نگاه میکردم همیشه چیزا جالبی گیرم میومد
خودکار،مداد هر چی بگی گچ ها رو هم جمع میکردم:D میبردم باهشون رو درو دیوار مردم یادگاری مینوشتم....
البته بگم قسمت ,وسایل گمشدها نداشت دبستانمون وگرنه من تحویل میدادم .. گفته باشممممممم:D
من چنین ادم فداکاری هستم