h
ho_boyes ۱۳ سال پیش
جوک

ﻧﺨﻨﺪﯾﻦ ﻫﺎ !!
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ
ﺍﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻧﺎﻫﺎﺭ
ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ، ﺳﺎﻋﺖ 7 ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺣﺎﻇﺮ
ﺷﺪﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ. ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻋﺠﯿﺐ
ﺑﻮﺩ . ﻣﺜﻼ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ ! ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻧﺒﻮﺩ !! ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺑﺎ
ﺗﻌﺠﺐ ﻧﯿﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ !! ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻦ ﺯﺩﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ
ﺩﯾﺪﻡ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ ﻣﺜﻞ ﺭﻭﺯ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ
ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺯ
ﺑﻮﺩﻥ 15. ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻤﺖ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﻮﺍ
ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻪ !! ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺭﻭ ﺟﺪﻭﻝ
ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﭼﺮﺍ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯾﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ؟ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺍﺏ
ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ .ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺗﻌﻄﯿﻠﻪ ﻭ ﻫﻮﺍ ﮐﻼ
ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺷﺪﻩ . ﯾﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﺩ ﺷﺪ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﻣﺪﺭﺳﻪ
ﺗﻌﻄﯿﻠﻪ؟؟ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﻨﺎﺳﺒﺘﯿﻪ؟ﻣﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﮕﯿﻪ؟؟ ﮔﻔﺖ ﭘﺴﺮﻡ
ﺳﺎﻋﺖ 7 ﺷﺒﻪ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺸﻘﺎﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺲ؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.