ح
حاج آقا پایه ۱۳ سال پیش
جوک

دارم برا خودم چیپس درست میکنم ی بشقاب گذاشتم کنارم اینایی ک زود تر سرخ میشه را میندازم توش بعد داداش کوچیکم ک 5سالشه را هی صداش میکنم ک بیاد چیپس بدم بهش میبینم خبری نیست از آشپزخونه اومدم بیرون دنبالش میگردم نیست ؛برگشتم چیپسارا هم بزنم میبینم تو بشقاب هیچی نیست؛حالا بجز من و داداش کوچیکم کسی تو خونه نیست؛دوباره اونایی ک سرخ شده بودا ریختم تو بشقاب هرچی صدا میکنم پدرام جواب نمیده دوزاریم افتاد اومدم بیرون آشپز خونه یواش پاییدم دیدم تا من میرم بیرون از کابینت میاد بیرون چیپسا را میخوره و زودی میپره تو کابینت؛
فکم زمین چسبید بخدا؛
رفتم کشیدمش بیرون میگم شیطون بزرگ بشی میخوای چی بشی تو!میگه مث تو بشم؛
ما بچه بودیم ایناهم بچن؟
من:@

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.