دوستان..... دیشب واسه خواهرم خواستگار اومده داداشم برگشته به مادر پسره میگه خب حاج خانم شما تا حالا حج مشرف شدین؟؟؟ حاج خانمم شکست نفس گفت نه والاه خاک برسر من!!!! داداشم برگشته میگه نه ایشالله!!!!!!! (منظور یعنی ایشالله مشرف میشین!!!!) بعد مامانم اومده میگه مث اینکه غذا خیلی باب طبع حاج خانم نبود!! بابام رفته تعارف کنه مثلا میگه خب ایمان(خواستگار) تقصیر داره باید به ما میگفت حاج خانم چه غذایی براشون ضرر داره ما همونو درست کنیم!!!!!!!!!! ینی بقران دیگه باخنده پاشدم رفتم بیرون الان بابام قهره باهام!!1 خب پدر من سوتی نده چیکا کنم؟