2
2TaL ۱۳ سال پیش
جوک

مامانیم(مامان بابام)تعریف میکرد عموم که کوچیک بوده میترسیده بره دستشویی ی روزعموم نصف شب بیدارشده مامانیمم بیدارکرده تاواسش وایسه
توخونشونم گوسفندداشتن وقتی که عموم رفته دستشویی یکی ازین گوسفنداسرشو تواین حلبای روغن کرده وهی سرشومیزده ب این طرف اون طرف
بعدش مامانیم رفته میگه وایساتاازسرت دربیارم وایسادیگه
عمومم ک فک کرده روح وجن وایناست دستشویی شونیمه ول کرده میگه توله سگ پدرسگ وایسا اومدممممممممممم�
دیگه کارازفک وفامیل گذشته ملت ترسویی ماداریم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.