همکلاسیم باهام کل داشت گفتم حالتو میگیرم.
گفت نمیتونی
منم یه روز سر کلاس شلوغ استاد هم بود از این سر کلاس صداش زدم مهدی نامزدی کردی نمیخوای شیرینی بدی؟
خلاصه هیچ مجبور شد همه رو دعوت کنه بوفه دانشکده..اینا هم خو مث وحشیا تا تونستن همه چی خوردن تازه یه چیزایی هم ورداشتن واسه بعد
فک کنم ورشکست شد طرف
چنین مخی هستم من!!!!