<p>
یه روز تو اتوبوس بودم یه پیرمرد سوار شد جا نبود بشینه منم گفتم گناه داره بنده خدا بلند شدم بشینه خلاصه بلند شدیم اغا اتوبوس یه نیش گاز زد ما پهن شدیم کف اتوبوس.هیچی دیگه خانها از آخر اتوبوس و آغایون هم جلو سه بعدی اسکنم کردن.ما هم دیگه بخار شدیم.از اون به بعد جامو به هیشکی نمیدم وقتی پیرمردی سوار میشه زل میزنه تو چشمام یعنی بلند شو من بشینم منم در کمال نامردی زل میزنم تو چشاش و بلند نمیشم.اما شما اینکارو نکنید!!</p>