م
مریم ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
میخواستم گواهینامه بگیرم مامانم باهام میومد و تو اون یک ساعتی که میشست تو ماشین :
مامانم: آقا مربی بفرما بیسکوییت بخور ! دخترم تو هم بخور :)
مربی: :۰ خانوم در حین آموزش جرمه نوش جونتون :۰
بعد از ۵ دقیقه گوشیش زنگ میخورد و بلـــــــــــــــند
الــــــــــــــــو سلام اعظم جان خوبی؟؟ عه موتور خونه خراب شده؟ عه مادر شوهرت ؟؟؟ ها ها ها !! شما چه خبر قرربونت برم من &hellip;&hellip;..
بعد از چند دقیقه
مامانم: چقدر گرمــــــــــــه کولر نداره ماشینتون آقای مربی؟
مربی و من :۰ :۰
مامانم: ای کاش میشد حالا که تا سئول این همه اومدیم یه دقیقه نگه میداشتین من میرفتم قسطمو به آقای محمدی میدادم سر ماهه :)
روز آخر هم یه ماشین بوق زد پشتم که راه بدم بهش مامانم خیلی شیک شیشه رو داد پایین:
هـــــــــــــوی گاو میش مگه نمیبینی دخترم داره تعلیم میبینه؟؟ کوری &ldquo;بــــــــــوق&rdquo;؟؟؟؟
ما :۰ :۰
بگذریم&hellip;&hellip; یه یک سالی طول کشید تا به من گواهینامه دادن :|
فک و فامیله داریم؟</p>

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.