ب
جوک

امروز ناهار قیمه داشتیم.
خواهرم:آخ جووووووون قیمه
مامانم با آهی جگرسوز:من از قیمه متنفرررررررررررر�
خواهرم:پس چرا درست میکنی؟
من با لحنی احساسی:چون ما دوست داریم.
مامانم:نه خیر.واسه اینکه نمیدونم دیگه چه کوفتی باید بریم تو اون شکم های صاب مرده تون :| کارد بخوره به اون خندق بلا :////
یعنی قدرت تخریب عملیات تروریستی هم این قدر نبود.

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.