A
Aurora ۵ سال پیش
جوک

این کاملا واقعی است.
یه بار عمم با دخترش میره بازار عمم(چادری هست جوری چادر سرش میکنه فقط چشاش دیده میشه)جلو یه مغازه دخترعموشو میبینه باهاش سلام عیلک می کنه میره تو مغازه بعد از دخترش میپرسه منیژه(دخترعمویی که جلو مغازه دیده)کجا رفت دخترعمم گیج میشه میگه کیو میگی کدوم منیژه؟ بعدا کاشف به عمل میاد که منیژه ای وجود نداشته عمم تو آینه خودشو دیده با خودش حرف زده
دختر عمم⊙_⊙
آینه●-●
عمه ی نابغه ام °°
دلم برای اون بیچاره هایی میسوزه که جلو عمم این ماجرا رو فهمیدن نمی دونستن چی رو باید گاز بگیرن

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.