ب
بابا اتی ۵ سال پیش
جوک

منشي زيبا روي وارد اتاق مدير عامل شد و گفت مدير خوشتيپ و نازنينم، فردا روز تولد توست و به همین منظور من برنامه خاصي را ترتيب دادم و دوست دارم شما فردا به منزل من تشريف بياوريد! مدير عامل از خوشحالي دست هايش را به هم ماليد و گفت ممنونم عزيزم از اين بهتر نمي شه!
فردا شب مدير عامل با ظاهري آراسته و دسته گلي شيك زنگ آپارتمان منشي اش را زد. منشي در را باز كرد و مدير وارد آپارتمان شد. بوي ملايم عطري فضا را آكنده بود و منشي با لباسي نيمه باز و شيك از مدير استقبال كرد و به او گفت عزيزم مي خواهم سورپرايزت كنم، تا تو خودت را آماده مي كني من برم اتاقم و برگردم اما چراغ پذيرايي را خاموش مي كنم تا تو راحت باشي! منشي چراغ پذيرایی را خاموش و به اتاق خواب رفت ...!
وقتي چراغها روشن شد، مدير عامل مشغول نماز خواندن بود. او قبلا مشابه اين داستان را خوانده بود و میدانست این یک توطئه است. همه مهمان ها و زنِ مدير عامل که در آنجا حضور داشت مجبور شدند صلواتی بلند بفرستند!
ببین نمیگم لایک کن ولی یه علامت قلب اون بالا هست فقط بزن روش برای دل من و مغز منحرفت

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.