S
S_bad ۵ سال پیش
جوک

زمستون بود...داشتم ميرفتم سوپري تا چيزايي ک لازم داشتمو بخرم ...هوا سرد.بود براي همين درو بسته بودند...ده متر مونده بود ک به معازه برسم روي در ي برگه چسبونده بودن و روش با فونت بزرگ نوشته بودن "درب کشويي است" نميدونم چرا تو اون لحظه مغزم نميتونست چيزيو پردازش کنه يا ب قولي هنگ بودم..رسيدم ب در ...چشمم به متن بود همزمان درو هل دادم ، در باز نشد . گفتم شايد ب سمت بيرون باز ميشه ...کشيدم سمت خودم، باز نشد...چشمم هنوز رو متن بود با خودم ميگفتم يعني چي کشوييه؟ اقا نشد ک بشه سنگين رنگين رفتار کنم ي بسم الله گفتمو مث وحشيا شرو کردم با در کشتي گرفتن ي لحظه سرمو چرخوندم و چشمم خورد ب فروشنده پير ک عصاشو تو هوا تکون ميداد و ميگفت "کشوييه کشوييه" تو لحظه هاي اخر ک کم مونده بود در با کف اسفالت يکي بشه ي دست کوچولو اومدو درو باز کرد ...تا ماه ها تو افق محو بودم

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.