m
mahdie_rhi ۵ سال پیش
جوک

امروز 4 مهر 99 و این یک داستان غم انگیز و شاید خنده دار
احتمالا تا تایید بشه من دانشگاه قبول شدم و رفته(امروز انتخاب رشته کردم ^_^)
بچه که بودیم بهمون میگفتن میخوای چیکاره شی؟ماهم که هیچی نمیدونستیم ساکت میموندیم!!میگفتن بگو خانم دکتر/آقای مهندس!!
رفتیم مدرسه کلاس اول کارناممون رو گرفتیم معدل خوب و تبریک و جایزه و این داستانا بهمون گفتن خب حالا میخوای دکتر شی یا مهندس؟؟
رفتیم راهنمایی اولین سال:+خب چه رشته ای میخوای بری؟؟(ما هم تحت تاثیر حرفایی که بهمون میزدن)- تجربی
دومین سال همون سوال و جوابمون:میرم ریاضی از ریاضی کنکور تجربی مید�
سومین سال و همون قضیه:میرم ریاضی!!(هر چند که علاقم نقاشی بود)
(از این جا به بعد داستان منه)
نشستم فکرکردم و گفتم میرم ریاضی رفتم مدرسه ای که پدرم تعیین کرده بود حتما باید بری و اونجا رشته ریاضی نداشت من رشته نقاشی رو دوست داشتم ولی نشستم و فکر کردم و با مشاوره مادرم رفتم انسانی(الان دوسش دارم رشتمو)
هر کی میشنید باور نمیکرد میگفت تو رفتی انسانی؟؟؟؟
کلاس دهم ترم اول کارناممو گرفتم و معدل بالا همه معلما و بچه ها گفتن چرا نرفتی تجربی؟؟بازهم ازین حرفا شنیدم تا کنکور که بابام اومد گفت میتونی تجربی هم کنکور بدی آره؟بازم گذشت و موقع انتخاب رشته گفت میتونی تجربی هم انتخاب رشته کنی؟؟گفتم نه نمیتون�
تازه الان از بعضی ها میشنوم که میگن اگه رفته بودی تجربی با این رتبه حتما پزشکی قبول میشدی
اقااااا نمیخوام پزشک باشم من علاقم یه چیز دیگست بهم احترام بذارین
بیاین باور کنیم به جز رشته تجربی هم رشته های دیگری هم هست که بچه هامون توش موفق بشن
در ضمن کشور های پیشرفته پیشرفتشون رو در مرحله اول مدیون علوم انسانی هستند(مثل اقتصاد و جامعه شناسی)
با تچکر *-*

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.