ب
بچه کویر ۵ سال پیش
جوک

حنانه (دوستم) : پریسا رو یادته راهنمایی باهم بودیم؟
من: نه کدوم بود؟؟
حنانه: بابا همونکه ریزه میزه بود، خرخونه.
( مامانم از تو آشپزخونه: بیاین شاااام )
من: هااا یادم اومد. خو؟!
( مامانم: بچه ها شاااااااام )
حنانه: نامزد کرده
( مامانم:مگه نمیگم شام حاضره؟ )
من: الکیییی!
حنانه: جون تو
من: کی هس حالا؟ میدونی؟
حنانه: شنیدم پسرداییشه (همزمان باز مامانم که بیاین غذا ) دانشجوی چیزه، تربیت معل�
من: باشه مامان... خب میگفتی
حنانه: مثل اینکه...
( مامانم: میگم بیاین غذا حاضره)
من: ببخش حنا الان یه کاری دارم باید برم . راستی خوب آمار همرو داری کلک
حنانه: باش برو بقیش بعدا
من: باشه قربونت خدافظ
سریع گوشیو قطع کردم رفتم تو آشپزخونه
من: پس غذا کو؟
مامانم: یه پنج دیقه واستا الان حاضر میشه
من :///////
مامانم :))
چرا واقعا ؟!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.