H
Helia. 85 ۶ سال پیش
جوک


خالم از بوتیکش اومد خونه ی مامان بزرگم حالا مکالمه ی خالم با پسرش(دهه هفتادی):
کیارش:سلام ننه!
خالم:ننه اون عمه ی گوربه گوریته!
کیارش:به خدا منظوری نداشتم ننه!
خالم: یه بار دیگه به من گفتی ننه نگفتیا!
کیارش:خب ننمی دیگه بابا چطوری بگم چاکرتم ننه!
خالم:(دمپایی رو پرت کرد سمتش)
کیارش:آآآآآآآآآخ ننه چیکار میکنی؟
خالم:کیارش خدا ازت نگذره
کیارش:غلت کردم ننه!
خالم:بگو مامااااااااااان!
کیارش:چشم ننه!
خالم:کیااااااااررررررررش
‌ ‌ پسرخاله ی حرص در بیاره دارم؟؟؟؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.