i
جوک

یه معلم داشتیم خیلی عجیب بود
یه روز آمد سر کلاس گفت:
کیا درس رو بلدن میخوام ازشون بپرسم؟!
یه سری از بچه ها دستاشون رو بلند کردند معلممون گفت ؛پس شما برید توی حیاط بازی کنید ،بعدش پوست ما رو کند
یه روز دیگه گفت ؛کیا درس بلدن میخوام ازشون بپرسم
آقا ما هم دستمون رو بردیم بالا که بریم تو حیاط بعدش گفت پس شما ها بمونید تو کلاس بقیه برن تو حیاط بازی کنند
یه روز دیگه آمد گفت کیا درس بلدن دستشون رو ببرن بالا
آقا یه سری دستشون رو بردن بالا بعد گفت کیا بلد نیستن دستشون رو ببرن بالا یه سری دیگه هم دستشون رو بردن بالا ، ما که نتونسته بودیم پیشبینی کنیم میخواد چکار کنه پس دستمون رو نبردیم بالا
که ناغافل گفت اونا که بلدن و اونا که بلد نیستن برن تو حیاط بقیه بمونن
فکر کنم تو اسراییل آموزش دیده بود
روز معلمان اسرائیلی مبارک

ل
لاشخور :) ۳ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.