l
leyhan ۶ سال پیش
جوک

اولین پست من واقعیت محض
خونه عموم دعوت شده بودم قرار شد پسر عموم بیاد دنبالم وسط راه نگه داشت یه تراول گذاشت کف دستم گفت ریحان برو یه بسته آدامس بگیر بیار ماهم رفتیم ادامس بگیریم توفروشگاهه یه بسته آدامس مانند نعنایی برداشتم فروشنده چپ چپ نگاه میکرد قیمتو ک گف تعجب کردم بهر حال پولو پرداختم تو فکر روحانیو برجام و گرونی اومدم بیرون اون بسته لعنتیه ادامس مانندو دادم به پسر عموم گرفته میگه به به میبینم طبعتم که سرده بش گفتم چی زر زر میکنی حرکت کن دیر شد یخورده خندید بسته لعنت شده رو داد دستم گفت نگاش کن دیدم کاندوم بود با طعم نعناع ماشین میلرزید از خنده هاش منم از خجالت نمیدونستم چه غلطی بکنم آب شدم رفتم تو زمین

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.