C
Clp.Schumacher ۶ سال پیش
جوک

داستانهای منو گودزیلا
یه گودزیلا داریم پسر 5/5 ساله ابر گودزیلاست( پسر داییمه)
1- یه بار بردیمش براش بستنی بخریم با ماشین بعد ماشینو پارک کردم تو ایستگاه اتوبوس(خوب حواسم نبود بس که عر زد) بعد پلیس اومده جریمه بکنه این گودزیلا هم انواع فحش قوام درجه دو، بیشرف، کثافط رو به پلیسه داد
2- هفته قبل وسط مهمونی افتاد دنبالم که شلوارمو بکشه پایین که خوشبختانه دم دستشویی موفق به اینکار شد که دور از پذیرایی بود ولی تو دستشویی بودم گفت چیکار میکنی برا انتقام گفتم دارم برات غذا درست میکنم ولی بعدش داد زد گفت آرمان داله پی پی میخوله
3- همه منو انداختن جلو که برم باهاش تو حیاط فوتبال بازی کنم( به قول رحمت تو پایتخت : همیشه کارای سختو میدن به من ) منم رفتم ( چاره ای نداشتم ) بعد خواست مثلا خودشو تعویض کنه گفت : من کیانم مثلا رفتم بیرون کیان خوشتیپه اومد تو بازی
بعد از من پرسید : کیان خوشتیپه، خوشتیپه؟ گفتم آره
پرسید خوشگله ؟ گفتم اره
پرسید : دخترا دوسش دارن ؟ منم به نشانه ی انتقام سخت توپو زدم تو دهنش ( فهمیدید فوتبالم خوبه یا تو اونجاشم بزنم )
البته این فقط یه سیلی محکم بود
این جمله آشناست؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.