M
Mahdiyeh:) ۶ سال پیش
جوک

یه شوهر عمه دارم بنده خدا چند سال پیش تو چهارشنبه سوری رفت بیرون سوپری یهو یه چی انداختن جلو پاش چشش خونریزی کرد دیگه خلاصه از اون به بعد چشماش ضعیف شد درحدی که درحد آدمای کور میبینه . آقا اینا یه روز اومدن خونه ی ما بعد عمم هم داشت طبق معمول آه و ناله میکرد که چقد بدبخته و پیر و فلانه . مامانه ما هم چادر گذاشته بود، یهویی یه کاره عمم برگشت به مامانم گفت اکرم خانوم چرا چادر گذاشتی این (شوهرش) که هیچی نمیبینه... ینی چند دیقه نشد یهو شوهر عمم گفت چقد چشای اون خانومه
(تو تلویزیون)قشنگه ...( لازم به ذکره آقا از تی وی ۷، ۸متر فاصله داشت )
عمم هم امونش نداد ...تا میخورد فوشش داد D:
فک و فامیله پت و مته داریم؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.