m
mahdie_rhi ۶ سال پیش
جوک

یه بارم کلاس 6ام بودیم امتحان تاریخ داشتیم منم هی این مسجد شیخ لطف الله رو با یه مسجد دیگه قاطی میکردم روی لیبل نوشتم گذاشتم توی کتابم که زیردستم بود امتحان تموم شد منم از اون تقلبه استفاده نکردم گرفتم مچاله کردم گذاشتم زیر نیمکت
یهو دیدم یه دختره(صبا) داره با یکی از دوستام(نگار) دعوا میفته همینجوری که داشتن دعوا میفتادن یهو از رو حرص به معلم گفت که مهدیه تقلب کرده و آدرس تقلبمم داد:))
صبا از همین جا آرزو میکنم یه روزی یه جایی صدای گوز بیاد و بندازن گردنت و تا آخر عمرت به خاطر گوزی که ندادی صبا گوزو صدات کنن:)
این قسمت:خاطرات حرص درار قسمت1 (دخترک عقده ای)

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.