ب
بچه تهرون ۶ سال پیش
جوک

محرم امسال برادر شوهرم زنگ زد بهمون بریم از در خونش شله زرد نذری بگیریم.آقا ما هم بیرون بودیم سر راه رفتیم دم در خونشون.بعد در خونشون ازین چشمیا داره(خونشون آپارتمانیه)
منم همیشه تو ذهنم بود که همینطور که از چشمی بیرونو میبینن،اگه یکی هم این طرف چشمشو بچسبونه به چشمی میتونه داخل خونه رو ببینه یا نه؟!
خلاصه نمیدونم یهو چم شد که خم شدم چشممو چسبوندم به چشمی.همون موقع هم برادر شوهرم درو باز کرد.وااااای وااااای خیلی بد بود.داشتم میفتادم تو بغلش.قشنگ فهمید داشتم تو خونشون رو نگاه میکرد�
نکته جالبش اینجاست که خونه خودمونم درش چشمی داره!هنوزم که هنوزه نمیدونم این چه کاری بود اون لحظه کردم؟!وچرا با در خونه خودمون امتحان نکردم و... ((( :

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.