ب
بچه تهرون ۶ سال پیش
جوک

آی ام بهار عزیز گفته بود از خاطراتمون پست بذاریم،به روی چشم (:
چندشب پیش میخواستیم بریم یه جایی،بعد ما آدرسو بلد نبودیم.قرار شد برادر شوهرم با ماشینش(تیبا) بندازه جلو،ماهم از پشت سرش بریم.خلاصه رسیدیم به یه دوراهی شوهرم انداخت پشت یه تیبا که پلاکش فرق میکرد .رفتیم یه سمت دیگه کلا.حالا دوربرگردونم پیدا نمیشد.یهو شوهرم جوش آورد گفت همش تقصیر این ....ه(یه فحش خیلی بد!) که من انداختم پشتش.پاشو گذاشت رو گاز و عصبانی از تیبائه سبقت گرفت یهو دید داداش خودشه.نگو برادر شوهرم پلاک ماشینشو عوض کرده تازگیا. ینی از خنده داشبوردو گاز میزدم.هی میگفتم گفتی تقصیر کیه؟!....

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.