دختر 6 ساله دوست مامانم اومده نشسته کنار مامانم میگه
وااااااااای خاله جونی از کجاش برات بگم که تو هنوز جوونی ایشالا عروسیت با یه مرد قد بلند ایشالا عروسی خودم با امیر محمد خیلی پسر خوب خونواده داریه باباشم مازراتی داره والا خاله جون شوهر الانتو نمیدونم چجوری انتخاب کردی قد کوتاه کوفته زشته یه قد بلند خوشگل خوشتیب پیدا کن بعدددددد......
حالا نوبت اظهارش نظرش رسیده به من:والا شری تورو نمیدونم کدوم خری میخواد بگیره اگرم کسی بگیره خره دیگ نمیفهمه ازش انتظاری نیس خب خاله جون میگفتم برات که.....
ینی تف کرد تو شخصیتم :/