زنگ ادبیات دوستم داشت شعر میخوند رسید به بیتی که میگفت" چو نخل باش کریم"(بخشنده باش)
بعدش اینجوری خوندش که انگار آقــا کــریــــــم مخاطبشه :
گَرَتْ ز دست بر آید،چو نخل باش؛کَــــــــــریــم !
انفجار کلاس تو این لحظه غیر قابل توصیفه:))
بعدش یکی گفت :کِریم؟ کودوم کِریــــم؟
منم گفتم: کِریــــم بروکــلـی:)
یکی دیگه ام گفت :کِریــــم کارامل!
دوباره یکی گفت: کِــــریـــم یخ زده(آیس کریــم)
معلممونم هیچی نمیگفت فقط میخندید :))
بعدش نوبت من شد بخونم، منم مثل همــیـشه از خنـــده نتونستم! رفت نفر بعـدی:)