ع
عباس شیییطون ۶ سال پیش
جوک

آقاا یه اتفاقی امروز برای ما افتاد ایشالا خدا نصیییب هیشکی نکنه
داستان از جایی شروع شد ک ما امروز امتحان داشتیم یکی از دوستامم تقلب میخواست منم چون خرخونم همه ازم تقلب میخوان منم همیشه موقع امتحان چند تا برگه میزارم جیبم که توش بنویسم بهشون برسونم.من جواب سوالو تو برگه نوشتمو مچالش کردم که پرتش کنم.طرفای ماهم این روزا هوا گررررررم امتحانم زنگ آخر بود و کف دستم عرق کرده بود. این دبیر ما روشو اونور کرد و منم دستمو بالا کردم و آماده پرتاب شدم ولییییییییی وااای.برگه به علت عرق کف دست بنده به دستم چسبیده بود و دبیر برگشت و دید.کلل کرک و پرام به یکباره ریخت و برگه امتحان ریاضی منم توسط دبیر پاره گردید و دوتا صفر خوشگل گرفتم.
با توجه به خاطره های قبلیم و این من خیلی بدبخت و بدشانسم
مگه نه؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.