ت
جوک

چنتا از فامیلامون که چنتا دختر داشتن اومدن خونمون
منم همش تو اتاق بودم ، خواستم بیام بیرون هول شد�
اول پام گیر کرد به قالیچه دم در
یه خورده تلو تلو خوردم با شونه خوردم تو دیوار
بلند شدم صاف واسادم تا رفتم تو پذیرایی هول شد�
دستم خورد گلدونمون افتاد شکست
هول شدم عقبکی رفتم تو چایی بابام داشتم یه بار دیگه هول میشدم که همون لحظه بابام بلند شد گفت : دخترا خواهش میکنم تا این چلاق خونه رو به گاج نداده بفرمایید بیرون
خب به من چه !! هول شدم

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.