یه بارم تو محرم دیدم یجا دارن شیر کاکائو میدن پریدم خونه دو تا پارچ گنده ورداشتم اومدم دادم به طرف
یارو جلو جمع بلند گفت داداش شیر کاکائو تموم شده
دیدم دارم ضایع میشم گفتم عه مگه شیر کاکائو میدادین من فکر کردم چاییه ببخشید خدافظ
گفت وایسا داداش چایی داریم ممد پارچ های اقارو پر کن
خلاصه دو هفته چایی میخوردیم