A
Amir_321 ۶ سال پیش
جوک

سلام دوستان این داستان تا حدودی عاشقانه است ولی این قسمت پر طرفداره اینجا گذاشتمش
بر فراز باد ها قسمت اول
زهرا بیدار میشه هیچی یادش نمیاد حتی اسمشو حتی نمیدونه کجاست یه خونه قدیمی که یه کم خرابه بلند میگه : کسی اینجا نیست یه دفعه یه پسر جوان که خیلی هم خوش تیپه میاد تو
زهرا : تو کی هستی
کسرا : اسم من کسرا ه
زهرا : من کیم
کسرا : اسم تو زهرا ه و حافظه ات رو از دست دادی از اون موقع مادرم از تو مراقبت میکنه
همون موقع مادر کسرا میاد تو
زهرا شروع میکنه به داد و بیداد کردن که شما کی هستین
و از من چی میخواین اینجا کجاست چرا من اینجام
کم کم داستان داره عجیب میشه جواب سوال های زهرا چیه
کسرا کیه چرا زهرا اونجاس به همه ی این سوالا پاسخ داده میشه در قسمت دوم بر فراز باد ها
ما رو دنبال کنید اگه این مطلب بیشتر از ۱۰۰ تا لایک بخوره قسمت دوم رو میزارم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.