M
Mahdiyeh:) ۷ سال پیش
جوک

سره یه درسی یه معلم خیلی افتضاحی داشتیم . کلا بنده خدا یه جوری بود. همش کند و کشدار حرف میزد و عشقه تخته هم بود همه چیزو میخواست بنویسه رو تخته یا دیکته کنه بهمون.
القصه .یه روز اومد سر کلاس دیدیم عینک زده(هیچ وخت عینک مطالعه رو برای دیدن عادی نمیزد) پای چششم کبوده ،زیر چششم باد کرده . من با دهن بسته و زمزمه طور به دوستم: پیس پیس، پیسسسس.(کرَه یکم)
دوستم: هوم؟
_:قیافش عوض شده نه؟
+:هاان!؟
-:میگم پای چشش کبوده نه؟
دوستم با فریاد:کبودههههه؟؟؟؟؟
من:| تو چشای معلمه خیره شدم و لبخند زدم با ضایعگی تمام.
دوستم که تازه فهمید قضیه چیه زد زیر خنده.
حالا یکم که گذشت اون برگشت آروم گفت:زیر چشش باد داره ؟
منم نشنیدم با فریاد گفتم: بااااد داااارهههه؟؟؟
ینی قیافه ی معلم بنده خدا هر لحظهo_O تر میشد.

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.