ر
جوک

فرزندی به دنیا می آید..
مادری خوشحال است
آینده ای که میخندد
و دنیایی که بر روی صندلی چوبی کهنه اش سرنوشت دیگری را می بافد
می بافد از سبز و قرمز و آبی
می بافد سیاه و سفید
طرح های مشترک
دنیا خوب میداند هرآنچه دیگران نمیدانند
دنیا فکر میکند به هرآنچه دیگران فکرنمیکنند
زمان بازیگر دنیاست..
زمین میچرخد و زمان میگردد و میشود سرنوشت و آینده !
میشود همانی ک یک روز دنیا برایش طرح مشترکی بافت از روزهای قشنگ ناتمام با یک ناتمام تر از خودش..
این میشود که میشویم بازیگر دوم سرنوشت دیگران..!
تولد واژه ی ترسناکی است ..
و دنیا و زمان و آینده تنها نظاره میکنند
به هرآنچه که ما نمیدانی�
و به هرآنچه که ما فکرنمیکنیم..
nEsa#
1398.02.03

ل
لاشخور :) ۳ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.