جوک

شبِ عاشقانِ سینگل، چه شبی دراز باشد...
که زِ شب تا خودِ صبح، درِ چت، باز باشد...
عجب است اگر توانم که چتی کنم تو پی ویت،
به کجا روَد کبوتر که اسیرِ باز باشد...
ز محبتم نخواهی که ریپورت کنی به رویَم،
که مُحِبِّ صادق آن است که پاکباز باشد
به نشانه ی صداقت، سکرتی به سوی ما کن،
که پیامِ سکرت انداز، ز سرِ نیاز باشد...
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم،
به کدام دوست گویم که محلِ راز باشد...
چه نماز باشد آن را که تو سکرتش نباشی؟ ،
تو صَنَم نمی گذاری که مرا نیاز باشد...
من چنین حساب کردم چو تو دوست می گرفتم،
که ثنا و حمد گوییم و نوای ساز باشد
سکرتش چو باز بینی، غمِ دل مگوی سعدی،
که شبِ وصال کوتاه و سخن دراز باشد...
گروهی که برگرفتی به وفا و عهدِ یاران،
اگر از جفا بترسی، قدمِ مَجاز باشد...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.