از تجارب نزدیک به ازدواجم میتونم به ششسالگی اشاره کنم که لباس قشنگامو پوشیدم یواشکی رفتم خواستگاری دختر ٢۴ساله همسایه که خیلی باهام مهربون بود.
دقیق یادمه دم در باباش انقدر خندید که از شدت خنده مجبور شد بشینه زمین:)))))
سه-چهار ماه بعد هم از اون خونه رفتن..