♚AL↭MA♚ ۷ سال پیش
جوک

مامان بزرگم هروقت منو میبینه میگ آخه حیف نیس دختر به این خوشگلی:)))چادر نپوشه همه ببیننش میگم مادر جون من نمیتونم چادرو نگه دارم بدتر باعث لعن و نفرینتون میشم. اونم همیشه میگ بیا یبار خودم یادت میدم آقا این یباره رسید مامان بزرگم خواست منو ببره مولودی ی چادر عربیم داد بمن منم گفتم بزار واسه دلش این یبارو بپوشم. رفتیم اونجا وارد ک شدیم صابخونه بدوبدو اومد پیشمون با مامان بزرگم احوال پرسی کردو بعد معرفی ِمن یه نگاه خریدارانه بمن کردو گفت
عزیزم کاش مانتو جلو باز نمیپوشیدی حاج آقا الان میاد زشته بیا یه سنجاق بهت بدم بزن جلوش:D
هیچی دیگه تا آخرش وانمود کردیم مانتو جلو بازه :|
مامان بزرگمم ازون ب بعد بهم گیر نداد;d

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.