Mobina_gholamy
آقا ما چند سال پیش(کلاس چهارم.الان میرم هفتم)داشتیم از مدرسه با خواهرم بر میگشتیم.روز قبل هم حسابی بارون اومده بودو همه جا گلی.خلاصه ما داشتیم میرفتیم که یهو هر دو تامون تا زانو رفتیم تو گل.حالا ما هم شروع کردیم جیغ و داد و هیشکیم اونجا نبود.دیدیم داریم میریم پایین همش.یعنی باتلاقی بودا.تا بالاخره بعد از تلاش های بسیار خواهرم اومد بیرون و منم کشید بیرون ولی بد بختی که یکی دو تا نبود که کفش من موند تو گلی.به بدختی درش آوردیما یعنی.دیگه وقتی داشتیم بر میگشتیم خونه شده بودیم دو تا کپه گلی. خخخخخخخخ