یه روز یه نفر از جلو یه خونه ای رد میشه میبینه که مجلس ختمه.. میره داخل .. میشینه رو یه صندلی
یه آغایی که داشته خرما پخش میکرده میرسه به اون.... اونم یه مشت خرما برمیداره.. آقاهه هی چپ چپ نگاش میکنه آخرش تاقت نمیارع میگه:
آقا چن تا برمیداری یه نفر مرده ... مینی بوس که چپ نکرده که