خلاصه ی سریال "کلید اسرار" :
.
.
.
.
همیشه یه خونواده ی فقیر شب سوپ داشتن , بعد یکی زنگ میزد .
میگفتن یعنی کی میتونه باشه اینوقت شب ؟
بعد مادربزرگ (که معمولا مریض بود) میگفت : ان شاالله که خیره .
هیچوقت هم خیر نبود فقط شر بود :|
خلاصه ی سریال "کلید اسرار" :
.
.
.
.
همیشه یه خونواده ی فقیر شب سوپ داشتن , بعد یکی زنگ میزد .
میگفتن یعنی کی میتونه باشه اینوقت شب ؟
بعد مادربزرگ (که معمولا مریض بود) میگفت : ان شاالله که خیره .
هیچوقت هم خیر نبود فقط شر بود :|
واقعا فکر میکنید پسر جنتلمن وجود داره؟
اون فقد یه گرگِ صبورِ کار بلد که هنوز به خواستش نرسیده
اگه ديدى يكى گردنش كبوده هى نپرس چى شده.
چى ميتونه شده باشه جز اين كه گردنش خورده به لبه مبل؟
ول كن ديگه☺️
این دنیایی که من میبینم مجازات خوردن یه دونه سیب نیست
حاصل درو کردن یه باغ سیبه... :-[
خدایا اگه وقت کردی مسیر زندگی ما رو یه نگاهی بکن بخش آسفالتش افتاده رو دهنمون... :(
نوشته دنیا یه س*ک*س تو چادر تو جنگل بهم بدهکاره
اینکه بدهکاری نیست عزیزم، لب تر کن صد نفر همین امشب میبرنت جنگل *ونت میزارن????
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.