طرف میخواست مسیحی بشه
پدر روحانی بهش میگه شرطش اینه که گوشت و مرغ نباید بخوری.
طرف قبول میکنه.پدر سه بار آب مقدس میریزه روصورت طرف و باهر بار میگه تو دیگه مسلمون نیستی مسیحی هستى.
خلاصه طرف مسیحی میشه بعد از یه هفته میبینن مرغای کلیسا کم میشه یه شب طرفو تعقیب میکنن میبینن میره مرغارو میبره حموم سه بار آب مقدس میریزه روصورتشونو میگه تو دیه مرغ نیستی تو بادنجونی...