یادی از گشت ارشاد 2
عطا(در نقش ضحاک):
آهای مردک جومونگ نما کیستی؟
حسن(کاوه آهنگر):کاوه ام،کاوه آهنگر
.
.
_ خب چه کنم؟ مگر نمیبینی بیزی هستم؟ زود تر حرفت را بگو
.
_مردمان از ظلم و جورت به تنگ آمده اند به جان مادر�
_به مار راستم که به تنگ آمده اند
_حاج عباس : عطا نه!(رد حال کوبیدن به سرش)1 ضربه
_حسنکفقر و فساد و فحشا بیداد میکند!!
_سربازان دل و جیگرش را بدهید مارانم بخورند،بقیه اش را هم خوتان بخورید،بخورید.
_حسن: پتکم را هم نمی توانی بخوری.