پ
پسری از قزوین ۸ سال پیش
جوک

یه روز با بابام رفته بودم به صاب شرکتش گفتم چجوری اینقد پول داری شدید
چون احساس راحتی کرد باهام
گفت از سمت خانواده خودم 12 میلیارد با 40000 زمین کشاورزی تو تاکستان
بم ارث رسید
از سمت خانواده خانومم 3000000000 با دو تا ویلا بم ارث رسید
دیگه این شد
گفتم خاب شما با این پولاتون میتونستین تا اخر عمر عشق کنید تازه زمینم داشتید
گفت واسه پز دادن به فامیل
حالا در بارش مستند ساختن
بش گفتن چجور پولدار شدی گفت
با کار تلاش شبانه روزیو بساز بودن خانومم و ایمان به خدا
بش گفتن چرا اینجارو تاسیس کردید
گفت برای این که برای جوونا اشتغال زایی بشه(کلا 4 نفر اونجا کار میکنن )
گفتن یه جملهه به جوونا بگین
گفت همیشه به خدا ایمان داشته باشد و به غیر خدا از هیچکس هیچی نخواین
ملتو اس کردن:)

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.