S
SaR!Na❥ ۹ سال پیش
جوک

به جمع شما خوش امدم اولین پست
^_^
اقا ما یه فامیلی داریم خیلی سوتی میده میخوام یکی از این
بدبختیاشو واستون از زبون خودش بتعریفم: من زیاد حموم میرم ولی این حمومم با بقیه حموم فرق داش اقا من حموم بودم یه لحظه یه فکر زد به سرم که کاش سرم میشکست نمیزد به سرم اقا منم با دستمالو کفو هرچی جلو دستم بود بدنمو پوشانیدم البته فقط قسمت حساس بدن کمر به پایین اهم اهمم خلاااصه با کف واسه خودم ریشو سبیل گذاشتمو با همون کف موهامو حالت دادمو در عرض یک صدم ثانیه پریدم تو حالو یه ژست فیگوریه کاراته ای گرفتمو با صدای بلند و محکم گفتم بروسللللیییی اقا از خدا که پنهون نی از شما چ پنهون دیده سیصدو شص درجم ادم نشسته از دخترک یک ساله تا پیرمرد نود ساله زن مرد و کوچیک و جوان حتی با جناقمم که خیلی باش رودربایسی دارمم اومده و داره به خودش فشار میاره نخنده بعللللله مهمووون سر زده|:
هیچی دیگه منم سرمو انداختم پایینو برگشتم حموم و تا مهمونا نرفتن ،بیرون نیومدم بعدش دیگه دور و ورشون افتابی نشدم تا یکی دو ماه بعد یکی از اقوام مرد (خدا رفتگان شمام بیامرزه)منم مجبور شدم برم . رسیدم اونجا دیدم ای وای بر من باجناقم اونجاااسس هیچی دیگه منم با اعتماد به نفس که حتما یادشون رفته رفتم جلو بش دس دادم اونم با یه لبخن تلخو ملیح زیر چشی گف ، چونی بروسلی؟(چطوری بروسلی)
من در اون لحظه •__•
بروسلی خدا بیامرز (::: تا تو باشی دیگه عدای منو در نیاری
نتیجه اخلاقی:در مصرف اب صرفه جویی کنید ^_^
^ __^SaR!Na^__^

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.