آقا ما یه بار واسه اولین بار و آخرین بار رفتیم سفر خارجی روسیه بعد اونجا واسه ی صبحونه بیکن هم بود . آقا منم تو کارتونا دیده بودم صبحونه های لاکچری توش بیکن هست . هیچی دیگه منم خورد�
حالا یه سال از اون ماجرا میگذره . امروز رفتیم یه رستوران خاطرا ی اونجا برام زنده شد بعد رستورانه صبحونه هم داشت تو منوش بیکن هم بود . منم رو به عمم گفتم : وای یادش بخیر روسیه بودیم هر روز صبح از اونا میخوردم.
عمم گفت: همون ورقه های نازک که سرخ میکنن؟
من : آره دیگه
عمم: اونا توش گوشت خوکه...
با این که یه سال از خوردنش میگذره ولی تا اخر شب احساس میکردم غذایی که خوردم تو معدم آروم قرار نداره :((((