تلویزون داشت یه بچرو که پستونک دهنش بود رونشون میداد بابام یهو خندید ازش پرسیدم باباچرامیخندی میگه بچه بودی گریه میکردی بعد من انگشت شصت پامو گذاشتم دهنت شور بود خوشت اومد دیگ گریه نکردی~___~
به جون خودم اگه من سال بعدنرفتم ماه عسل پدرومادرواقعیمو پیدانکردم€____€