آقا من یه آموزشگاهی میرم که دختر پسر قاطیه
بعد آموزشگاه ما تو یه جایی مثل پاساژه که سه طبقه ی اخر تجاریه(آموزشگاه و اینا)
بعد وسط کلاس آنتراکت دادن،من و دوستم و یه سه چهار تا از پسرهای اموزشگاه پریدیم تو آسانسور که بریم هایپر مارکت،دست دوستم یه هایپ بود داد بقیش رو من بخورم،طبقه ی سوم اسانسور وایساد یه زنه اومد تو ،منم جلوی در بودم،داشتم هایپه رو سر می کشیدم که دوستم کرم ریخت این قوطی هایپه رو فشار داد منم نمیتونستم اون حجم رو تو دهنم نگه دارم تف کردم بیرون،حالا اون زنه هم جلوی من بودم ریخته شد تو صورت زنه،خدایی خودم کپ کردم،خندم هم گرفته بود،زنه گفت بی ادب ببین چیکار کردی.منم گفتم خو ببخشید:)
بعد که زنه رفت ما رفتیم خرید کردیم بعد از در پارکینگ داشتیم میومدیم بریم بالا که دیدم زنه داره با یکی دیگه حرف میزنه چشمم بهش خورد گرخیدم،بعد راه فرار هم نداشتیم یکی از پسر هایی که خیلی طنزه گفت_کیانا بدو در رو،منم جو گیر شدم می خواستم از در پارکینگ برم خود پارکبانه خندش گرفته بود
آخر هم فهمیدم زنه آبدارچی آموزشگاه ما بود، بعله :)