رفته بودیم کبابی نشستیم و فکر کردیم چی سفارش بدی�
یه دقیقه ک گذشت دیدیم صدای میو میو گربه از توی اشپز خونه میاد
گوشمون رو تیز کردیم یه دفعه صدای جیغ گربه اومدo_O
این گربه بدبخت داشت فرار میکرد اشپز دنبالش
حالا جالب اینجاست همه داشتن نگاه میکردن
ب بابام گفتم گوشت گربه طبخ میشه اینجا؟ o_O
اشپزه دید ابروریزی شده اومد از همه معذرت خواهی کرد
و گفت که گربه از پنجره اومده و خواسته بیرونش کنه
منo_O
بابام o_O
ملت در حال خوردن کبابo_O
اشپز:(
گربه شیطون^_^
اخرشم بابام گفت پاشیم بریم هندونه بخوریم بهتره ¤_¤