اقو شب شد و خالم اینا اومده بودن خونه مون بخوابن . بعد این خاله ی ما به شدت از تاریکی میترسه . حالا مکالمات ما در نصف شب
+ خاله تو شبا تنها نمیترسی میخوابی ؟
- نه خاله چطور مگه ؟؟
+ اخه اینجا تاریک میشه ی جوری میشه
- مثلا چه جوری ؟؟
+ یه جوری دیگه ادم میترسه
- من که شبا تنها نیستم رفیقام بهم سر میزنن
+ کدوم رفیقات ؟؟ من دیدمشون ؟؟
- نمیدونم شاید دیده باشی
+ خب مشخصات شونو بگو
- باو همونا که چشماشون قرمزه دی..
جاتون خالی چنان جیغی کشید کل ساختمون و محل ریختن ببینن چی شده .
تازه شم وقتی ماجرا رو گفت به پسراش چنان ریختن سرم مث سگ زدنم دیگه تجربه شد از این شوخی ها با کسی نکن�
فک و فامیله داریم ؟؟؟ :|