چند وقت پیش بنده خدا عروس عموم تصادف میکنه و پاش میشکنه،حالا زن عموی گرام داشتن ماجرای تصادفو میگفتن اونم با چه آب و تاب و اعتماد به نفسی...
زن عمو جان:ماشین اونقدر با سرعت بوده که وقتی خورده بهش محکم پرت شده رو کابینت.......................................
حالا ما هی داریم فکر میکنیم کابینت؟آخه کابینت وسط خیابون یهو از کجا اومده ینی؟؟؟؟؟
یهو خود کاپوت زبون باز کرد گفت بابا منو میگه...بابا زنمو دمت گرم روحمونو شاد کردی آخه کابینت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟