s
shey2nak ۹ سال پیش
جوک

اُومـَـــدم بِرم پیش رِفیقــَـم هَمین ک رِسیدم سَر کُوچشون دیَدم تکیه زده ب دیوار بدجــــُور تو خودشه رفتـَــم پیشش احوال پرسیو اینا بَدجــــور پَکــَــر بودا
میگم ممَـــد دادا باز چ گندی اومدی بالا؟؟؟
ممد:گَنــــد چی ؟صوحبت این حرفا نیس داغــــونم داغون
زدم رو شُونش گُفتم چتِـــه؟ از من دِلخوری؟
ممد:نه دادا تو گُلـــی باباتم سُوگلـــی
من:پ چ مرگته تـــو؟؟؟
ممــَـد:دادا میگــــم ولی شرافتا نخندیـــا پیش در و همسایه آبرو داریم ما
من:محفوظــــــــه بِگوش؟؟
ممـــد:دادا با اِلــــی(الهــام نامزدشو میگه)اسمس رَدوبَدل میکردیم
من:خــو خـــو
ممد:داشتیـــــــم راجبه بعد ازدواجـــو اینکـــه چیکارا کنیـــم اِس میدادیم اِلــی برنامه های خَفـــنی پیشنهاد داد
من:خوبه که خودت تنهای هیچ پِخـــــی نمیشــی بَلکــَـــم ب کُمک الهـــام زندگیت ی تِکونی بخوره
ممـــد:درست،ولی مَنم اومـــدم ی پیشنهاد بدم گفتـــــم عشقـــولیــم بيا یه سـَـــگ بگيريـــــم
الـــی گفت من اِصلا ميونه خُوبي با حيوونا ندارم تو رو هم اگه ميبينــــــي باهات هَستم چون مهربونـــــی
اقـــا مارو میگـــــی یه خنده استارت پیکانــــی اومدم بعدم محکـــــم زدم پَس کله ش گُفتــــم بدبخ تو الان باید میرفتـــی تو پوست میش از کشور فـــــرار میکـــردی
هیچـــی دیگه
الانـَــم دو روزه زنگ بِش میزنم رَد میکنه
فک کنم با برنامـــــــه های الی عاقبت بخیر شــــــده خخخخخخخخ
 خـــُـدا عالمـــه :)))))))))))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.