l
lot of laugh ۹ سال پیش
جوک

یه روز یه دزد مسلح وارد خونه داییم اینا شده بود و عصبانی اسم دختردایی و پسردایی ام ‌‌‌‌‌‌رو پرسیده بود.دخترداییم گفته بود:((حمیده‌.)) بعد دزده گفته بود:((شانس آوردی امروز کاری با تو ندارم آخه اسم مادر خدابیامرز منم حمیده بود.)) بعد رو به پسر دایی ام کرده بود پرسیده بود:((اسم تو چیه؟)) اونم گفته بود:((اسمم حمید هس ولی همه حمیده صدام می کنن.))
من ♡♡♡♡
دزد ●°•°●¿¿¿¿
پسرداییم ¤▪¤▪¤▪¤▪¤▪¤

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.