یه روز یه دزد مسلح وارد خونه داییم اینا شده بود و عصبانی اسم دختردایی و پسردایی ام رو پرسیده بود.دخترداییم گفته بود:((حمیده.)) بعد دزده گفته بود:((شانس آوردی امروز کاری با تو ندارم آخه اسم مادر خدابیامرز منم حمیده بود.)) بعد رو به پسر دایی ام کرده بود پرسیده بود:((اسم تو چیه؟)) اونم گفته بود:((اسمم حمید هس ولی همه حمیده صدام می کنن.))
من ♡♡♡♡
دزد ●°•°●¿¿¿¿
پسرداییم ¤▪¤▪¤▪¤▪¤▪¤